صفحه‌ی اصلی

بايگانی اجتماعی

September 27, 2007::پنجشنبه 5 مهر 86

زنان مجلس ايران و مانكن های سينه بريده كشورم!

1.JPG

هميشه فكر كرده ام حضور زنان مجلس ايران در سفرهاي خارجي هيچ دستاوردي هم نداشته باشد، حداقل  يك خيابان گردي ساده برايشان دارد تا معيار ها و ملاك هاي، سنجش "اعتقاد با انتخاب" و "اعتقاد با اجبار" را  درست لحظه اي كه شب، خسته و كوفته به اقامت گاهشان بر مي گردند ، برانداز كنند، آنجا ديگر ميدان ديدارها و مذاكرات ديپلماتيك و رسمي نيست و اساسا در چنين زمان هايي و براي چنين آدم هاي پرمشغله اي ، جايي دور از كش و قوش هاي كاريشان ، زمان كش مي آيد تا حسابي در آن غلت بزنند و به تطبيق شرايط برآيند.

البته به استثناي آن دسته از زناني كه در چهار ديواري هتل هاي غربي هم براي مبارزه با آنچه كه تضعيف جايگاه شرع، دين، يا حتي اخلاق مي پندارند، به شيوه خود عمل مي كنند.

 آنجا كه دو نماينده زن در يكي از سفرهاي خارجي ، وقتي با شيشه هاي  حاوي مشروبات الكلي در يخچال اتاقشان مواجه مي شوند، در راستاي ايفاي وظيفه خود ،به انهدام آن در چاه توالت بر مي آيند و فردا مهمانداران هتل نيز در راستاي ايفاي وظيفه خود به گمان آنكه اين مشروبات مصرف شده است، درصدد پر كردن جاي خالي آن بر مي آيند و اين پر و خالي شدن تا چند روز اقامت كوتاه زنان نماينده در اين سفر ادامه مي يابد و ظاهرا هيچ كسي هم رضايت نمي دهد تا از وظيفه اش عدول كند، در نهايت، زمان محاسبه هزينه هاي هتل، پول آن مشروبات منهدم شده، راز را برملا مي كند.

به هر تقدير با همين اتفاقات ساده، چه بسا مسير نگرش آدمي به رويدادهاي پيرامونش ، تغيير مي يابد و با همين توقع ساده است كه فكر مي كنم  گاهي لازم است دموكراسي، حقوق بشر ، ايده آل هاي فمينيستي و مطالبات آرمانگرايانه زنان ايراني براي دستيابي به حقوق برابر با مردان سرزمين شان، همه و  همه را  به  كنار گذاريم  و اصلا فرض را هم بر اين بگذاريم، همانطور كه رئيس دولت نهم گفته است، زنان ايران از آزادي كامل برخوردارند و آنگاه توقعات و مطالباتمان را از سطوح پايين تر پي بگيريم.

وسوسه اين كم كردن توقع هم زماني به ذهنم رسيد كه مانكن هاي شهرم يكي پس از ديگري مثله مي شدند يك روز سرشان بريده مي شد و روز ديگر اقصي نقاط ديگر بدن شان  و ما ساده نگاه مي كرديم و گاهي هم با طرح لبخندي بر لب همه چيز را طنزي بيش ندانستيم غافل از آنكه، اين مثله شدن بي شك دامنه اش گسترده تر از يك اتفاق و يك تصميم ساده اي است كه مي بينيم .

يعني بد نيست در حاشيه اين "آزادي كامل"،  كه رئيس‌جمهورمان جير و جار مي‌زند در اقصاي دور، گوشه چشمي هم به آزادي  موجودات بي جاني كه نقش مانكن ها را در ويترين مغازههاي ايران دارند، داشته باشيم  و به جاي مبارزه در سطح كلان، در همين سطوح پايين به ايجاد تحولات ساده اميدوار باشيم.

ساده انگارنه است اگر  بپنداريم، در سرزميني كه از برآمدگي هاي بدن بي جان مانكن هاي پشت ويترين هم هراس لرزاندن اعتقادات و باورهاي ديني وجود دارد، مي توان به ايجاد تحول در نابرابري هايي كه گاهي ريشه در دين تعريف شده همين تصميم گيران وجود دارد، اميدوار بود.

اين يعني آنكه كساني مي پندارند، با بريدن برجستگي هاي پلاستيكي يك مانكن، به سست نشدن ايمان مردان سرزمينشان كمك مي كنند ، يعني آنكه نه تنها زنان كه مانكن هاي هم جنس آنها هم بايد، به گونه اي پوشانده شوند تا مبادا نگاه ناگهاني مردي بر پيكره بي گناه آنان، گناهي خلق كند.

مي بينيد همين موضوع ساده،  چه ته دل آدم را خالي مي كند كه مگر مي شود در چنين شرايطي  خرده گرفت چرا اگر زني با جنين پسر در بطن، به  حادثه اي جان سپارد، ديه جنين پسري كه هنوز به دنيا نيامده دو برابر مادر دنيا ديده اوست و يا اينكه اگر به ميل مرد نباشد كجا همسري به سفر، تحصيل و اشتغال مي‌تواند دلخوش كند و هزار و يك چيز ديگر از اين دست كه رئيس‌جمهورمان آن را مصداق آزادي كامل مي‌خواند...

بگذار فعلا همه مردان ايران پاي تمام اجازه نامه هاي كار و اشتغال و ازدواج و سفر را امضا كنند و اصلا بگذار ديه نا كار ساختن جنسي يك مرد، دو برابر ديه هستي يك زن باشد و ما هم فخرش را به جهان بفروشيم و در كنار اين آزادي كامل، گاهي هم اين دل بي درد و عياشمان براي مانكن هاي سربريده و سينه بريده شهر بسوزد......

مي دانم كه در بحث هاي ريشه اي به هيچ نتيجه اي نمي رسيم اما شايد مانكن هاي اينجا ، شروع خوبي بود كه دست زنان نماينده كشورم را بگيرم و ببرمشان خيابان گردي...نيامدند... و نشد كه بگويم من از اين پس براي آنكه ميزان عشقم به وطن را اثبات كنم، هيچ حرفي از تضييق حقوق زنان ايران نمي زنم و به گمانم ، همين قدر آزادي بس شان است اما از اين پس خودم را مدافع حقوق  مانكن هاي مثله شده مي دانم يا شايد هم مدافع حقوق مرداني كه شعورشان پاي برآمدگي هاي بريده شده مانكن هاي پلاستيكي و صورت محوشان پشت روسري‌هاي رنگي، رژه مي رود. بگذار بگويند همه درد و دغدغه اين است...

مي بيني چه بي دردم؟

                     2.JPG  

                     landan.parleman%20519.jpg 

عكس ها: راحيل جواهري زاده   

درباره‌ی اجتماعی

اين صفحه حاوی مطالبی است که تحت موضوع اجتماعیطبقه‌بندی شده‌اند و به ترتيب جديدترين مطلب فهرست شده‌اند.

سياسی is the next category.

ساير عناوين وبلاگ را می‌توانيد در صفحه‌ی اصلی يا در صفحه‌‌ی بايگانی بيابيد.

Powered by
Movable Type 3.34